سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

419

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

كه : فاضل ناصب را اطلاع نبود كه اين جماعت صحابه داخل اين كسان بودند كه عمر ترهيب ايشان كرده ، لهذابه اين مطاعن ايشان را ياد كرده . ليكن داخل بودن زبير را در اين جماعت ، خود مخاطب نقل كرده ، پس ظاهر شد كه أو ديده ودانسته زبير را مردود جناب الهى دانسته ، وأو را مثل ابن حنظل كافر روسياه انگاشته ، لايق تهجين ومذمت بليغ ، وقاصد افساد واستيصال نهال دين واسلام گفته ! پس مىبايد كه أهل سنت هم خود را از تكفير ولعن وتضليل فاضل مخاطب معذور ندارند كه أو در حقيقت به اين كلماتِ خرافت آيات مذهب أهل سنت را از بيخ وبن بركنده ، وزبير وطلحه ودگر أعاظم وأكابر صحابه را - كه تكريم وتبجيل ايشان ضروري مذهب سنيه است - به كمال مذمت وعيب ياد كرده ، ايشان را مردودان جناب الهى گفته ، وبه كافر روسياه تشبيه داده ، وواجب القتل گفته . پس فاضل ناصب چنانچه در ادعاى ولأي أهل بيت راستگو نيست ، همچنين در مذهب تسنن وادعاى موالات صحابه ، كاذب ودروغگو ولاف زن محض است ! در كفر هم راسخ نه اى * زنار را رسوا مكن بالجملة ; هر عاقلى از تكذيب نفس خود ومخالفت كلمات ودعاوى خويش البتة احتراز بليغ مىكند ، ليكن مخاطب در أكثر مواضع اين كتاب چنانچه مخالفت كتاب وسنت وعقل ونقل وتكذيب وتسفيه علماى كبار